ششم فروردین

به حالت سنتی تر اش، عید مبارک.
به حالت شیک تر، سال نو مبارک.
اگر هم آدم منوّرالفکر ادیبی هستید، نوروزتان پیروز.
حالا آدم شیکی هستید یا سنتی یا ادیب یا هر چیز دیگری، بهار شدن دوباره ی طبیعت مبارک تان باشد. عید و نوروز و سال نو هم، مبارکِ همه!

ضمیمه 1 : تعطیلات نوروزی من به پایان رسید و امروز اولین روز کاری ام است؛ تنها در دیتاسنتر بیمارستان در هوای بارانی و دلچسب تهران!
در حالی که از صبح هر کاری دوست داشته ام انجام داده ام و اسپلیت دیتاسنتر را - بدون شنیدن صدای ناله ی آقای جیم و آقای ر برای سرمای هوا - با آخرین شدت روی کولر تنظیم کردم و باد خننننننننننک خوردم! خیلی حال داد واقعا!
باشد که روزهای آتی هم در تعطیلات نوروزی همینقدر دلچسب و با آرامش باشند.

ضمیمه 2 : من استادِ تلف کردنِ زمان هستم!
یعنی اگر "تلف کردن زمان بدون هیچ وسیله ای" یک جایزه داشت، بدون شک من مقام نخست را به همراه تقدیر و تشکر ویژه ی هیات داوران تصاحب می کردم! ده روز تعطیل بودم که فقط خوابیدم و خوابیدم و خوابیدم. تنها حرکت مفیدم، تمدید گواهینامه ام در پلیس 10+ بود و تمیز کردن یکی از کمدهای اتاقم! که قابل تقدیر است واقعا! :))
حقیقتا آرزو می کنم کاش یک آمپول وجود داشت که تزریق می کردیم و از شدت علاقه مان به خواب کم میشد. واقعا چُنین چیزی ام آرزوست!

ضمیمه 3 : آقای مُسِن با سبیل کلفت و دست های سیاهِ روغنی و لباس چرک و کثیف، از وانتِ پارک شده توی حیاط بیمارستان خارج شد و رو به همکارش داد زد، شکوفه های اون درخت توی باغچه ی بیمارستان رو دیدی چقدر قشنگه؟
همان درختی که من، خانم مهندس، با لباس های اتو کشیده و کفش های مارک دار و ناخن های لاک زده، شکوفه هایش به نظرم قشنگ آمده بود.
بعد فکر کردم، چقدر عجیب. چقدر عجیب که یک پیرمرد سبیلوی چرک و روغنی هم می تواند در درونش چیزی داشته باشد که جلبِ شکوفه های درختان بشود.

ضمیمه 4 : من اساسا آدمِ "برنامه ریزی بکن" و "هدف گذاری کن" و از این چیزهایی نیستم. چون اساسا آدم تنبلی هستم.
وقتی شمع های روی کیک جشن تولد بیست و نه سالگی ام را فوت کردم و با این واقعیت مواجه شدم که سی ساله شده ام، سه چهار تا هدف کلان برای سی سالگی ام تعریف کردم. و خوشبختانه، به دو تایشان که خیلی خیلی خیلی برایم مهم بودند رسیدم.
این اولین سالی است که می خواهم برای خودم در این سال هدف تعریف کنم. نمی دانم چند درصد موفق می شوم، نمی دانم اصلا بتوانم برای رسیدن به هدف هایم تلاش کنم یا اینکه سال به اردیبهشت نرسیده، بی خیالشان میشوم! :))) اما دوست دارم این راه جدید را امتحان کنم؛ راه جدیدِ "هدف مشخص کردن" برای یک سال آینده.
باشد که همه مان بتوانیم سرسختانه تلاش کنیم و با آغوش باز به هدف هایمان برسیم.

ضمیمه 5 : قدم اول برای هدف گذاری، خرید تقویم زیردستی برای ثبت کارهای انجام شده.

ضمیمه 6 : به طور مسلّم در اموال و جان های خود آزمایش می شوید و قطعا از آنها که پیش از شما بهشان کتاب داده شد و نیز از مشرکان، سخنان آزاردهنده فراوان خواهید شنید. و اگر صبر کنید و تقوا پیشه کنید، اینها سبب قوت در اراده هاست.
سوره آل عمران آیه 186

ضمیمه 7 : اولین روزهای تعطیلاتم که همانا آخرین روزهای سال بود، بدو بدو دنبال کارهای عقب افتاده ام بودم و به اعضای خانواده در انجام دادن کارهای عقب افتاده شان کمک می کردم و توی خیابان های شلوغ تهران از این طرف به آن طرف می شدم. و دائما فکر می کردم، از وقتی که زن زندگی آزادی پیش آمده چقققققدر خانم بدون روسری می بینیم که موهای واقعا خیلی خوشگلی دارند خوش به حالشان! موهای خیلی خیلی خوشگل!

ضمیمه 8 :
این تیره روزگار
در پرده ی غبار،
دلم را فروگرفت
تنها به خنده
یا به شکر خنده های تو،
گرد و غبار از دل تنگم زدودنی است!

+  دوشنبه ششم فروردین ۱۴۰۳ -  ۳:۴ ب.ظ  -  هدی  |